بازفت سرزمین من

این وبلاگ برای معرفی بخشی از سرزمین بختیاری وآشنا شدن با فرهنگ غنی آن می باشد
 
هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز ، با یاد ایل بزرگ و شکوهمند بختیاری
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩  

یه سله کلگ بلیط

یه بغل هیوه ی حشک

یه نفس بوی کلوس

یه دله روغن خش

یه کماج تلیت ماست

2 هزار نغمه ی پاک دی بلال

همه تقدیم تو باد

هر روزتان نوروز/نورزوتان پیروز

969647zd3m6cxnr4.gif255729cw8ad6ard4.gif255748w96t5t5lai.gif255729cw8ad6ard4.gif

 

Your image is loading...



 
بهار در چهار محال بختیاری (دشتک)
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸  



 
عکسهایی از بازفت
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸  



 
سیاه وسپید مثل چوقاهای لیلی
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ فروردین ۱۳۸۸  

گزارش سفر به روستاهای محروم استان چهارمحال و بختیاری

سیاه و سپید، مثل چوقاهای لیلی

جام جم آنلاین: یک روز در اواسط دی گفتند: «باید بار سفرم را ببندم و تا دورترین روستاهای برف گرفته چهارمحال و بختیاری بروم که از تحولات 30 ساله‌شان پس از انقلاب سال 57 بنویسم.»

 کمتر از یک هفته بعد، من و عکاس، راهی شدیم و حاصل سفر 3 روزه‌مان به دور افتاده‌ترین روستاهای محصور در مشت‌گره کرده زاگرس گزارشی شد که مثل چوقا‌های لیلی 19 ساله در مازرشته، نه سیاه سیاه است، نه سپید سپید و مثل زهرای 5 ساله که روی بام‌های گلی و سست تلخه‌دان می‌دوید، شلوغ و پر راز است و مثل خنده‌های ضربعلی 70 ساله در مور و تل‌تاگ، صادقانه است و مثل نخ‌های پره کرده سنگین‌جان 40 ساله، مختصر و مفید شده است تا حوصله‌تان سر نیاید و روشنایی‌اش مثل فانوس نفتی و کوچک فرنگ خاتون 60 ساله در شلیل‌آباد، که حریف تاریکی ده نمی‌شد، هنوز کم جان است و خیلی از روستاهای دور را که کولاک و برف قرقشان کرده بودند کم دارد.

سفر از همان وقت که نقص فنی، پرواز صبح تهران به شهرکرد را زمین‌گیر کرد، آغاز شد و از آ‌نجا که مسوولان شرکت هواپیمایی تعهدی نسبت به مسافران پرواز لغو شده احساس نمی‌کردند ما هم مثل دیگر مسافران ساعت‌ها در فرودگاه سرگردان شدیم. دست آخر در پرواز بعدازظهر تهران به اصفهان 2 صندلی خالی پیدا کردیم که بار دیگر بلندگوهای فرودگاه از نقص فنی هواپیما خبر دادند و ما را تا زمان کنده شدن از زمین، به شک انداختند که شاید مقدر نیست گزارشمان از حد پروازهای لغو شده، جلوتر برود، اما شکمان یقین نشد؛ غروب در فرودگاه اصفهان به زمین نشستیم و یکی از سواری‌ها با 25 هزارتومان، ما را از جاده‌ای تاریک و بی‌مسافر تا شهرکرد رساند.

راه‌ها و آدم‌ها

اگر راننده حرف نزده بود جاده‌ای که در سیاهی شب، گم و پیدا می‌شد و سکوت دشتی که به ظاهر، تنها مسافرانش ما بودیم، ترسانده بودمان. راننده می‌گفت: «شهرکرد، قبل از جنگ، آخر ایران بود. بجز همین جاده، هیچ ارتباطی با استان‌های دیگر نداشت و ساکنانش برای سفر به هر استانی ناچار بودند از شهر اصفهان بگذرند، اما حالا جاده‌ها بیشتر شده‌اند...»

صبح روز بعد در مسیر نخستین ایستگاه‌مان که بخش بازفت ‌از توابع شهرستان کوهرنگ در شمال شرقی استان بود، فهمیدیم راه‌ها برای اهالی چهارمحال و بختیاری مقدس‌اند. آنقدر عزیز که گاهی آنها جانشان را برای به سرانجام رساندن راهی، فدا کرده‌اند.

«برای ساخت همین گردنه چری 4 نفر شهید شدند.» قلی‌پور، مدیر روابط عمومی کمیته امداد استان که همسفرمان شده بود تا روستاهای محروم را پیدا کنیم، به گردنه‌ای اشاره کرد که روبه‌روی ما با شیب تند، کوه را دور زده بود و تکرار کرد: «4 نفر شهید شدند، اینجا!»

سرعتمان را در سراشیبی گردنه کم کردیم، اما برف روی زمین یخ زده بود و راه را لغزنده می‌کرد و ما را دلنگران، حسی که شاید 17 سال پیش 4 نفر از نیروهای جهادسازندگی که گردنه را می‌ساختند داشتند. صادقی، رئیس کمیته امداد بازفت گفت: «مرخصی گرفته بودند که برگردند



 
" لبد" بازفت / روستای گمشده در اعماق زمین
ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ فروردین ۱۳۸۸  
شهرکرد - کوه اگر آرام نگیرد هیچ موجودی یارای ایستادگی در مقابل اش را نخواهد داشت آنچنان که در فرودین یک دهه پیش در کوهرنگ چهارمحال وبختیاری کوه عصیان کرد و یک روستا را برای همیشه بلعید.
انگار همین دیروز بود که در شهرستان کوهرنگ کوهی به کوه دیگر رسید و قرابت این کوهها 52 نفر از مردم روستای "آبکار لبد" را در یک شب بهاری بلعید و زنان و مردان این روستا را در یک چشم برهم زدن در خواب ابدی فرو برد و اجساد آنان در زیر هزاران هزار خروار خاک ناپدید شد.
گل بهار جوانه زده بودند و بلبلان بر شاخه ساران ترانه می خوانند و مینی بوس از شهرکرد عازم کوهرنگ بود و "حبیب " در فکر این بود که وقتی به خانه رسید چگونه نوروز را به پدر و مادرش تبریک بگوید.
"حبیب " چند روزی مرخصی گرفته بود و برای حواهران کوچک خویش از شهر سوغات خریده بود با به عنوان عیدانه ای به آنها داده باشد و در این اندیشه بود که در ایام چند روز مرخصی خود و تعطیلات نوروزی کمک حال پدر پیر خود باشد و گوسفندها را برای چرا به دامنه لبد ببرد.
خودرو کم کم به روستای محل سکونت خانواده حبیب نزدیک می شد و خستگی جاده های پیچ در پیچ و گردنه های دور را حبیب به شوق دیدار به فراموشی می سپرد، که صدای راننده حبیب را به خود آورد.
حبیب نزدیکی های روستا پیاده شد و ساک بزرگ سفر را روی شانه انداخت تا بقیه راه را تا مقصد نهایی که منزل پدری اش بود با پای پیاده طی کند، هرچه که می دانست لباس هایش گلی خواهد شد.
باد صبحگاهان بهاری گونه های حبیب را نوازش می داد و حبیب سرشار از حس دیدار پدر و مادر خانواده در خود گم شده بود، که صدای شیون های بلند در دل دره ها طنین انداز شد و "حبیب " مات و مبهوط خشک اش زد و از هوش رفت. 


 
بازفت"کوهرنگ، جاذبه سحرانگیز طبیعت ایران
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸  

بازفت"کوهرنگ، جاذبه سحرانگیز طبیعت ایران

شهرکرد- بازفت" چهارمحال و بختیاری را بسیاری از ایرانیان یا به بهارش می شناسند یا به انباشت برفهای زمستانی اش.

 


"
بازفت"شهرستان کوهرنگ در190 کیلومتری شهرکرد،سرچشمه رودهای فلات مرکزی و جنوبی ایران است.
بهار بازفت، تصویری زیبا از یک اثر هنری را رقم می زند و در دورنمای تصویر آن، آمیزه ای از ترکیب رنگ های سرد و تند طبیعی است که دار ای عمق میدانی زیبا برای دیدن است و وصف بهار کوهرنگ بویژه بخش بازفت را فقط با کلک خیال انگیز واژگان می توان توصیف کرد .
تصاویر شاعرانه "تاراز" و شاعرانگی کوه و درخت و دره و رود ،‌میدانی برای زیبا دیدن طبیعت خداست که هرچه بیشتر خیره شوی، به ابعادی تازه تری از بهشت روی زمین می رسی.
بسیاری از مردم و هنرمندان،کمتر با بهار بازفت آشنایی دارند اما نقطه شاعرانه گردشگری در ایران را بازفت باید دانست و بهار بازفت، بهار فصل گردشگری ایران است، چرا که هر روز، این منطقه در فصل بهار به رنگی زیبا آراسته می شود و ممکن است روز بعد رنگهایی که پیشتر دیده ای، دیگر در طبعیت روز بعد نبینی.
وجود بافت و کوچ عشایر در فصل بهار، این منطقه را به "اکو موزه" بزرگ کشور تبدیل کرده و کوچ عشایر و زندگی عشایری و مناطق بکر این منطقه گنجینه طبیعی ایران است که حداقل باید یک بار خودتان آن را ببینید.
گوناگونی زیبایی های طبیعی منطقه به شکلی است که بخش بازفت را به عنوان یک منطقه چهار فصل گردشگری معرفی کرده و در این منطقه از شهرستان کوهرنگ،گیاهان در حاشیه هایی از انبوهی برف رشد می کنند و تابلوهای زیبایی از خلقت خداوند را به نمایش می گذارند.
وجود چند چشمه سار خنک و خروشان، رودخانه های جاری بازفت و زاینده رود و کارون، رنگ طبیعی بهار و کوچ عشایر و زندگی عشیره ای نیز به این زیبایی خدادادی افزوده است.



 
نوروز در دیار کهن" چهارمحال و بختیاری "
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸  
شهرکرد - صفدر علیدوستی - برگ برگ تاریخ صفحات ایران گواهی می دهد که نوروز باستانی همواره کهن ترین سنت و عزیزترین روز سال در بین ایرانیان بوده است آنگاه که فرشته فروهر از عرش به فرش می آید و نوید حلول سال نورا می دهد.
در گردونه سالانه تکرار ، نوروز یک انبساط روانی است که قوم ایرانی دوام خویش را در فراز و نشیب تاریخ ، مدیون این سنت دیرینه و خردمندانه است و همه اقوام ایرانی این پدیده طبیعی را جشن می گیرند .
در استان چهارمحال وبختیاری نیز مانند سایر مناطق کشور نوروز با رسم و رسوم خاصی همراه است که با
خانه تکانی که معمولا دوهفته قبل عید شروع می شود مردم به استقبال سال نو می روند .
فرش های آویخته از درو دیوار شهرها ور وستاهای این استان بیشتر از هر چیز دیگر به انسان یادآوری می کند که عید نزدیک است .
آب ریختن دانه هایی مانند گندم ، عدس و ماش برای تهیه سفره هفت سین نیز از حدود 10روز قبل از عید آغاز می شود .
در این استان به خاطر موقعیت طبیعی و اقلیم کشاورزی به سبزه عید اهمیت زیادی می دهند چرا که سبزه نشانه شروع سالی سبز و پربرکت به خصوص در زمینه زراعت می باشد.
چهارشنبه سوری نیز در این استان از قدمت بالایی برخوردار است دراین آیین مردم با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن سلامتی و رزوق و روزی و پایان غم را طلب می کنند.


 
بازفت
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧  



 
شب یلدا بختیاری ها
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧  

اگر شب یلدا را در میان قوم بختیاری بگذرانید به جای حافظ همیشگی سفره یلدا شاهنامه

 

فردوسی را می‌بینید و به جای فال حافظ بساط شاهنامه‌خوانی برپاست.

 می‌گویند در شب یلدا در استان چهارمحال و بختیاری که بیشتر بختیاری‌های ایران آنجا سکونت

دارند، چند خانواده دور هم جمع می‌شوند و کسانی که شاهنامه را از حفظ هستند برای دیگران

می‌خوانند.خیلی پیش آمده که کسانی که شاهنامه را از بر می‌خوانند حتی سواد خواندن و نوشتن

نداشته باشند.



 
شب یلدا
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧  

" یلدا " نام سریانی تولد بود اما برگفته از واژه پارسی " سوشینات " به مفهوم جشن و این کلمه برای نخستین باز از سوی ایرانیان حکیم به عنوان جشن " انقلاب زمستانی " در نخستین شب آغاز زمستان به کار رفته است.

 



 
کیه رهد ؟
ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٧  

یکی از شاعران جوان و باقریحه ی بختیاری آقای علی بهرامی است . وی از طایفه ی کهیش و فعلا ساکن شوشتر است ( به علت یافتن کار ساکن آن شهر شده اند ) که اخیرا دو مجموعه به زبان فارسی و بختیاری منتشر کرده است . مجموعه شعر وی به زبان بختیاری با نام  اخومت که اگومت  ،  از انتشارات موسسه ی فرهنگی هنری نقش سیمرغ و در سال 1386 چاپ گردیده است . مطالعه ی  بسیاری ازاشعار زیبای محلی این مجموعه می تواند ما را بیش از پیش با زبان  بختیاری آشنا کند . شعری با نام  کیه رهد؟  را از این مجموعه برای شما انتخاب کرده ام . برای خواندن آن کمی حوصله لازم است .

                          کیه رهد ؟

ای خدا صلح و صفای من مالا،  کیه رهد

دلخوشی های بهو وندن یکجا،  کیه رهد ؟ 

چه وبی شال و قوا کردنمو، من میدو

چو گرهدن من دس، قرقره شاها کیه رهد ؟ 

بازی چوپی و چوبازی و چوتل چه وبی

گمب گمب دهل و هف هف کرنا کیه رهد؟

فخر مینا و لچک، گیوه و شولار دبیت ،

کله خسروی و پوشش چوغا کیه رهد ؟ 

سی چه دی ورسر چاله نتری نون بپزی

بو حفارشت نو تیری ات ای دا کیه رهد ؟

قهقه کوگ دری چهچه بلبل من باغ 

هی هی چوپو واگله به صحرا کیه رهد ؟ 

سهری دشت شقایق من کوه و کمرا 

عطر لبگشت بهار سر باغا کیه رهد ؟  

رف رف هرس تیا او جقله وادین،

شف شف من قر شولار چکیلا کیه رهد ؟  

رخت و درفی که اششتن سر او درگل مال ،

تی پاکیزه ی او کرگل بی دا کیه رهد ؟ 

بی خور از غم دنیا و غم مال و منال،

دم پسینو سرتل ، او گپ و گفتا کیه رهد ؟

سی بوندا تو ومو،  دست گلی مون چه وبی ؟

جریت رهدن من گل هره واپا،   کیه رهد ؟ 

گرمسیرو، که اسوسه دل ایل از گرما،

کوچ ایلاقی مون تا دل سرما کیه رهد ؟ 

روزگاری که گدی حرف حق واجریت،

به ورست و بنشین وانم مولا کیه رهد ؟ 

چار و هفتی که اگن بخت همس یارسوه ،

بخت ورگشته زسو، وخت ورستا کیه رهد ؟ 

پرس کی وابکنم تاکه بگو سی دل مو،

ئی همه عهد ورستاده ز منجا کیه رهد ؟ 

مو که چی چشمه دلم صافه و پاکه به خدا ،

کوگ خوشبختی که جست مو وایا، کیه رهد ؟ .

منبع: 

http://mi-s.blogfa.com/  مسـجـدسلـیـمـان

همشهری عزیزم آقای هوشنگ بهرامی



 
بازفت
ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٧  



 
دشت زیبای شیرین بهار ((شیمبار))
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٧  

 یکی از مناطق بسیار زیبا و دیدنی اندیکا منطقۀ شیرین بهار((شیمبار)) است. این منطقه در 50 کیلومتری قلعه خواجه، 100 کیلومتری شهرستان مسجدسلیمان و 225 کیلومتری اهواز قرار دارد.



 
بازفت
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٧  



 
‪ ۱۰‬روستا در بخش "بازفت" شهرستان کوهرنگ پل ارتباطی با مرکزبخش ندارند
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٧  

 رییس شورای اسلامی روستای "سه‌جو" بخش بازفت از توابع شهرستان کوهرنگ گفت:
باگذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامی ‪ ۱۰‬روستا و آبادی در بخش " بازفت " راه ارتباطی مناسبی با مرکز شهرستان و بخش را ندارند.

"محمد مقصودی" روز چهارشنبه درگفت وگو باایرنا،افزود: اهالی ‪ ۱۰‬روستای "سه‌جوی""قلعه‌کشکی"،"دره‌مولا"،"گاوشیر"،"حرودان"،"بادام‌شیرین"چم اباصیل" "،"الونگ "،"تلخدان" و"بناب" برای رفت وآمد به مرکز بخش و شهرستان عرض رودخانه کارون را طی می‌کنند.

وی جمعیت این تعداد روستا را بیش از هزار نفر ذکر کرد و گفت: سه هزار دام سبک و سنگین دراین روستاها نگهداری می‌شود.

به گفته وی، روستاهای یاد شده از روشنایی برق، آب آشامیدنی سالم ، مرکز بهداشت وپزشک نیز محروم هستند که در صورت احداث پل ارتباطی امکان خدمات رساندن دیگر امکانات رفاهی نیزامکان‌پذیر خواهد شد.

مدیرکل امور عشایراستان چهارمحال وبختیاری دراین‌باره گفت: برای مطالعات ایجاد پل دراین منطقه بالغ برسه میلیارد ریال اعتبار نیاز است.

"تیمور مومنی"افزود: در صورت تامین اعتباراز سوی مسوولان استانی یک دهنه پل "نفررو" دراین منطقه تا پایان سال جاری احداث خواهد شد.ک

خبرگزاری جمهوری اسلامی/ ‪۸۷/۰۵/۱۶



 
علی حافظی نابغه نی نوازی
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٧  

علی حافظی نابغه ای که بعد از رفتنش خواهیم شناخت

ایشان دیپلم ادبیات و کامند ارتش است که اکنون دوران بازنشستگی خود را سپری می کند.



 
کنسرت موسیقی بختیاری
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٧  

با نی‌نوازی علی حافظی، کنسرت موسیقی بختیاری در اهواز برگزار می‌شود

کنسرت موسیقی بختیاری به‌خوانندگی کوروش اسدپور در اهواز برگزار می‌شود.

کنسرت موسیقی بختیاری به‌خوانندگی کوروش اسدپور در اهواز برگزار می‌شود.

 

 

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این برنامه که از 24 تا 27 مردادماه جاری، ساعت 19، در تالار آفتاب اهواز برگزار می‌شود، از سوی انجمن موسیقی اهواز و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان تدارک دیده شده است.

 

 

 

تک‌نوازی نی این کنسرت را که به تهیه‌کنندگی محمود بهرامی برگزار می‌شود، علی حافظی برعهده دارد و 10 قطعه شامل دایمی، گلمی، بلال لیلی، طبیب درد، آسماری، فصل بهار و... اجرا خواهد شد.

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1176186



 
بازفت
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧  



 
ای داغم سی رویین‌تن
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٧  

ای داغم سی رویین‌تن (نمایش‌نامه)
‌نوشته‌یِ یارعلی پورمقدم

 

                                                        به یادِ پریجان محمدی‌یِ کرتلایی
                                                       که‌بی بدونِ او، جهان ناقص است

محضرِ اول

آدم‌ها:
کااِسفندیار: شصت و پنج ساله، مردی با کلاه شاپو که چهارفصل کت و شلوار می‌پوشد.
شفیع: چوقاپوش، ریش‌سفید و کاتبِ آبادی.
جواد: چوقاپوش، سی‌ساله.
سنگ‌ماه: هم‌سرِ کااِسفندیار، شصت‌ساله.
سوگل: یازده‌ساله، دخترِ کااِسفندیار.
فرماندار
پاسبان و چوقاپوشانِ دیگر.



 
عکس هایی از بازفت
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳۸٧  

    دوآب صمصامی